روستای چک ( ایران، خراسان جنوبی، بیرجند)
تفریحی، آموزشی 

 
 

دزدی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

 گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند ... من دزد مال او هستم، نه دزد دین او... اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

 منبع: کشف الاسرار


[ پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393 ] [ 0:26 ] [ رضا خزاعی چک(مدیریت) ]
تاکنون شیوه های مختلف حمل زرشک شاخه ای رو دیده بودیم اما این دیگه خیلی ابتکاری است و نشانه خلاقیت این مرد روستایی برای رهایی از دست تیغ ها (خارها) زرشک بار اضافی حمل می کند تا با یک تیر چند نشان زده باشد.

خدا قوت میر محمد خسته نباشید.

بزودی تصاویری از ایام سوگواری محرم در این وبلاگ قرار می گیرد.

[ سه شنبه بیستم آبان 1393 ] [ 20:54 ] [ رضا خزاعی چک(مدیریت) ]

موفقیت، آرزویی ناممکن یا واقعیتی دست یافتنی؟

خیلی از انسان‌ها به موفقیت به شکل یک فرایند دست نیافتنی و به افراد موفق به شکل عده‌ای موجودات خارق‌العاده نگاه می‌کنند. اگر دوستی به هدفی مشخص رسیده باشد، شاید این جمله را همه در موردش شنیده باشیم که “خدا شانس بدهد، بعضی‌ها از زمین و آسمان برایشان می‌بارد! خوش بحالش… کاش من جای او بودم…”

شاید بارها با این جملات مواجه شده باشیم ولی واقعیت چیز دیگری است و آن را کمتر کسی می‌بیند، واقعیتی که پشت موفقیت هر انسانی نهفته است، داشتن امکانات و هوش و ثروت و حمایت نیست… واقعیت تنها و تنها صبر و پشتکار و امید و ایمان قلبی به هدف است… که اغلب نمود بیرونی ندارد! ما این‌ها را نمی‌بینیم… هر رشدی درد مخصوص بخودش را دارد. رشدی که درد نداشته باشد رشد نیست! موفقی که ناامید نشده باشد، خسته نشده باشد، طرد نشده باشد و حتی مورد دشمنی واقع نشده باشد، موفق نیست!

 

اگر می‌خواهیم مسیر موفقیت را برویم باید آماده‌ی خیلی چیزها باشیم:

اگر نادان‌ها تحقیرمان کردند… ما لبخند بزنیم به سطحی نگریشان و اعتماد بنفسمان را تقویت کنیم.

اگر تنگ نظران کارمان را بی‌ارزش شمارند… ما مصمم‌تر شویم که داریم کاری می‌کنیم که مورد تنگ نظری واقع شده و این خود دستاورد کمی نیست، گاهی حسادت برخی، مهر تاییدی است بر درستی کارمان.

اگر کج‌اندیشان دلسردمان کنند… ما ناامیدی را به مبارزه با امید دعوت کنیم و انگیزه‌ها را مرور می‌کنیم.

اگر اطرافیان بجای همراهی دشمنی کنند… ما خوداتکایی را تمرین کنیم و خوشبین و صبور باشیم.

اگر روزی همه را موافق با خودت یافتی و یا اگر زمانی رسید که دیدی داری از مسیری می‌روی که همگان می‌روند، حتما اول به درستی مسیر و یا درستی معیارهای انتخاب مسیرت شک کن!

یادم باشد در مسیرم حتما صبور باشم، امیدوار باشم، قوی باشم، هوشیار و آگاه باشم که لازمه‌ی هر رشدی یک بلوغ است و لازمه‌ی هر بلوغی یک تغییر بزرگ و لازمه هر تغییری یک جسارت عمیق! ساده باشم ولی سطحی نه!

شبیه خودم باشم، سرجای خودم باشم، برای بقیه خیر بخواهم، مبادا بی‌تفاوت باشم به درد کسی…!!

جرات کنیم و بایستیم در برابر هر آنچه از درون و بیرون مانع‌مان می‌شود!

 

و در آخر…
اگر رویایی در سر نداری، میان تو و مسافری که در راه مانده فرقی نیست!

 

[ سه شنبه ششم آبان 1393 ] [ 20:31 ] [ فرهاد ]
می خواستم هر هفته  از شما یادی کنم ...

اما هفته ها و ماهها گذشت ولی عطر یادتان به سراغم نیامد ؛

افسوس که نمیدانستم؛ حتی از خوبان یاد کردن هم لیاقت می خواهد ...

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

 

و مگر میشود جایی از تو یاد کنند و از برادر باوفایت نامی به میان نیاید ...

 

السلام علیک یا ابا الفضل العباس

السلام علیک یا قطیع الکفین

السلام علیک یا ساقی عطاشى کربلاء

السلام علیک یا حامل لواء الحسین علیه السلام

 

 

 

[ پنجشنبه یکم آبان 1393 ] [ 19:24 ] [ فرهاد ]

نامه امام علی (ع) به مالک اشتر (عهدنامه مالک)

وقتی حضرت امیرالمومنین علی (ع) ، مالک اشتر نخعی از یاران خود را به امارت مصر منصوب نمود، به او فرمانی در قالب یک نامه نوشت. این نامه بی تردید از مهمترین اسناد سیاسی حقوق اسلامی و خصوصا شعبه شیعی آن است.

این نامه به روشنی نشان می دهد رویکرد مترقی امام علی (ع) به مساله حکومت را در عصر جاهلیت عرب و در دوران حکومت های الیگارشی. در این نامه که به نوعی به قانون اساسی اسلامی ایشان می ماند ویژگی های حکومت اسلامی، حاکم اسلامی، حقوق شهروندان، رابطه دولت با شهروند و … بیان شده است. توصیه به علاقه مندان، خصوصا دانشجویان و دوستداران مباحث حقوق، آنرا با دقت کامل مطالعه کنند. این ترجمه از ترجمه نهج البلاغه انجام شده توسط دکتر آیتی می باشد.

توضیح سید رضی (قدس سره) مولف نهج البلاغه: این فرمان را برای مالک اشتر نخعی نوشت، هنگامی که او را امارت مصر و توابع آن داد.در آن‌هنگام که کار بر محمد بن ابی بکر آشفته شده بود.این فرمان از پرمحتواترین فرمانهاست و از دیگرنامه‌های او محاسن بیشتری در بردارد.

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم مهر 1393 ] [ 8:53 ] [ رضا خزاعی چک(مدیریت) ]

چتر نیاوردند ؛ مراسم دعای باران لغو شد

اینکه چقدر داستان زیر صحت دارد مشخص نیست . ورسیون های متعددی از آن نیز نقل شده اما جدا از طنز ماجرا و بی توجه به تعدد گونه ها، می توان نکات جالب توجه ای از آن استخراج کرد.

قضیه از این قرار است که سالها پیش از این ، مردم یک قصبه انگلیسی از نیامدن باران شدیدا نگران شده بودند . آنهم در سرزمینی که ریزش باران به طور روزمره عادی ترین چیز است . برای نیامدن بارن نیز هر کس دلایل خاص خودرا عنوان می کرد . مثلا جوانترها  نیامدن باران را به انجام گناه های پدرانشان در سالهای قبل ربط می دادند و این طور نتیجه می گرفتند که عذاب الهی این بار با قطع باران جلوه گر شده و اگر پدرانشان خدا را فراموش نکرده بودند حالا این عذاب الهی گریبانگیر مردم دهکده نمی شد .  از آن سو ، پیرمرد های دهکده این قطع نزولات آسمانی را به گناهان نسل جدید و به ویژه پسران خود ربط می دادند و اعتقاد داشتند جوان های این دوران به معنویات توجهی نشان نمی دادند  و خداوند را فراموش کرده اند و بدین سبب حالا همگی مشمول عذاب الهی گردیده اند .

چیزی نمانده بود که کار بیخ پیدا کند و انگشت اتهام به سوی هرکسی در چرخش بود که یکی از اهالی  پیشنهاد کرد حل این مشکل به کشیش دهکده واگذار  شود . بدین ترتیب مردم قصبه به سراغ کشیش دهکده شان می روند و از او در این رابطه مدد می جویند و قرار بر این می شود که یکشنبه آینده تمام اهالی به حومه دهکده بروند و مراسم نیایش و دعای باران انجام گیرد ، باشد که خداوند نظر لطف خویش را به آن مردمان مستدام دارد .

یکشنبه خاص از راه می رسد و خیل جمعیت از صبح زود در محل اجرای مراسم دینی منتظر کشیش دهکده می مانند . طولی نمی کشد که وی از راه می رسد و ازبین جمعیت گذر کرده و  یکراست به بالای بلندی می رود تا دعا را آغاز نماید . پس از استقرار کشیش در محل مربوطه ، وی چند دقیقه ای مردم را به دقت نگاه می کند و مدام سرش را به نشانه تاسف تکان می دهد .  اما از شروع مراسم خبری نمی شود که هیچ ، خلق الله متوجه می شوند آقای کشیش از بلندی پائین آمده و غضبناک در حال ترک محل است .

 یکی از اهالی سن و سال دار رشادت به خرج می دهد و با خوف و رجا به وی نزدیک شده می گوید : پدر روحانی ، به دستور و راهنمایی خود حضرتعالی امروز همه اهالی اینجا جمع شدند تا مراسم دعای باران را انجام دهید . پس چرا از انجام این کار منصرف شدید ؟ کشیش داستان ما نیز در حالیکه غضبش آن به آن افزوده می شد بدون اینکه به ریش سفید دهکده نظری بیندازد ؛ نه گذاشت و نه برداشت و پرخاشگرانه فریاد زد : چطور از من توقع دارید دعای نزول باران بخوانم در حالی که هیچ کس چتری با خود به همراه نیاورده است !فقط این وسط یکی نبود که یقه آقای کشیش را بگیرد و بگوید : پدر روحانی عزیز اگر قرار بر اعتقاد قلبی و این حرف ها می بود ، پس چرا خودت چتر به همراه نیاوردی ؟

[ جمعه هجدهم مهر 1393 ] [ 11:25 ] [ رضا خزاعی چک(مدیریت) ]

اولین باران پائیزی امشب همه تهرانی ها را خوشحال کرد

باران می بارد ، به حرمت کداممان نمیدانم

من همین قدرمی دانم ، باران صدای پای اجابت است

خدا با همه جبروتش ، دارد ناز می خرد ، نیاز کن . . .

[ جمعه یازدهم مهر 1393 ] [ 22:44 ] [ رضا خزاعی چک(مدیریت) ]
 

دکتر بعد از معاینه و دیدن آزمایشات بیمار میگه: پدر جان ، شما بیماری قلبی دارین . داروهایی رو که

براتون نوشتم مصرف کنید . سعی کنید استراحت داشته باشید . به خصوص از پله بالا و پایین نرید . سه

ماه دیگه هم بیاید من ببینمتون .


    سه ماه بعد که بیمار میره پیش دکتر .دکتر دوباره آزمایشش میکنه و میگه: تبریک میگم ، وضع

قلبتون خیلی بهتره .


    طرف میگه: یعنی حالا میتونم از پله بالا و پایین برم.


    دکتره میگه: البته .


    طرف می پره هوا و میگه: خدا خیرتون بده آقای دکتر، پدرم در اومد از بسکه توی این سه ماه از

ناودون رفتم بالا و از پنجره پریدم پایین!!

[ جمعه یازدهم مهر 1393 ] [ 16:42 ] [ تنها ]
خدایـــــــــــــا؛

بابت هر شبی که بی شکر سر بر بالین گذاشتم؛

بابت هر صبحی که بی سلام به تو آغاز کردم؛

بابت لحظات شادی که به یادت نبودم؛

بابت هر گره که به دست تو باز شد و من به شانس نسبتش دادم؛

بابت هر گره که به دستم کور شد و مقصر را تو دانستم؛

مرا ببخش ...

[ جمعه یازدهم مهر 1393 ] [ 16:30 ] [ تنها ]
 

سرکار خانم نجمه خدمتی


ورزشکار شایسته تیراندازی ایران اینک که به لطف الهی و دعای خیر مردمان ایران اسلامی به ویژه مردمان ورزش دوست خراسان جنوبی و تلاش مربیان و کادر فنی،حماسه ای بزرگ را آفریدی و پرچم پرافتخار ایران عزیز را بر فراز بام آسیا در هفدهمین دوره مسابقات آسیایی اینچئون به اهتزار درآوردی، بر همت و تلاش و غیرت خستگی ناپذیرت دست مریزاد می گوییم . بلاشک این حضور ارزشمند و کسب نشان خوشرنگ طلای ایران ، نشان از وجود استعدادهای ناب و بسیاری دارد که آغازگر شکفتن گل های خوشبوی عزت و افتخار در بوستان ورزش استان شدی،به وجودت افتخار می کنیم.


برچسب‌ها: نجمه, خدمتی, تیراندازی, ایران, ورزش
[ پنجشنبه دهم مهر 1393 ] [ 9:53 ] [ علی محمدی ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

امکانات وب